خواجه نظام الملك الطوسي

323

سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )

بخوارزم رفت و بعد از سالى كس بتقاضاى مال فرستادند و او معتمدان خويش را بغزنين فرستاد و التماس كرد كه « اين شصت هزار دينار حمل خوارزم بر جامگى لشكر بنده نويسند عوض آنچه از ديوان خواهند دادن . » شمس الكفاة احمد حسن ميمندى در آن حال وزير بود . چون نامه بخواند در وقت جواب نبشت كه « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ، بدان « 1 » كه آلتون‌تاش محمود نتواند بود به هيچ حال . مالى كه ضمان كرده‌اى بردار و بخزانهء سلطان آور و پيش ناقد و وزان بنشين و زر تسليم كن و حجّت بستان و آنگاه جامگى خويش بخواه تا ترا و خيل ترا بربست و سيستان برات نويسند 98 . برويد و بستانيد و بخوارزم آوريد تا فرق باشد ميان بنده و خداوند بنده و ميان محمود و آلتون‌تاش از بهر آنكه ترتيب كار پادشاه پيداست و اندازهء كار لشكر پديد است . و سخن خوارزم شاه بايد كه بىآهو بود و التماسى كه كرده است يا به چشم خوارى نگريده است بسلطان و يا احمد حسن را غافل و خام‌كار و نادان مىداند . ما را از كمال عقل و حصافت خوارزم شاه اين بديع آمد و هركه شنيد شگفتى نمود . استغفار بايد كردن كه بنده را با خداوند خويش انبازى جستن در ملك خطرى عظيم بود . و السلام . » [ 145 b ] 3 - اين نامه بدست يكى سباشى « 2 » با ده غلام بخوارزم فرستاد و شصت هزار دينار بياوردند و بخزانهء محمود وزن كردند و عوض آن برات ستدند از ديوان غزنين بر ولايت بست و سيستان بمازو و پوست انار و پنبه و مانند اين . برفتند و بستدند و بفروختند و از بست شصت هزار دينار بخوارزم بازآوردند .

--> ( 1 ) - بدان P : بداند K - : NC ( 2 ) - يكى سباس N : يكى سو باشى C : يك سپاهى PK - : B